سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

88

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

جواب از اين طعن آنكه : اين حديث صريح ناطق است كه مراد از اشخاص مذكورين مرتدين اند كه موت آنها بر كفر شده ، وهيچ كس از أهل سنت آن جماعت را صحابي نمىگويد ومعتقد خوبى وبزرگى آنها نمىشود ، وأكثر بنى حنيفة وبنى تميم كه به طريق وفادت به زيارة آن حضرت مشرّف شده بودند به اين بلا مبتلا گشتند وخائب وخاسر شدند ، كلام أهل سنت در آن صحابه است كه به ايمان وعمل صالح از اين جهان درگذشتند وبا هم - به جهت اختلاف آراء - مناقشات ومشاجرات نموده بودند ، وطرفينْ همديگر را تكفير وتنديغ ( 1 ) ننموده وشهادت به ايمان [ يكديگر ] دادند ، در حال اين قسم اشخاص اگر روايتي موجود داشته باشند بيارند . قصّه مرتدين مجمع عليه فريقين است ، حرف در قاتلان مرتدين است كه بلا شبهه اَعلام دين را بلند كردند ، واكاسره وقياصره را در راه خدا به جهاد ذليل ساختند ، وهزاران هزار كس را مسلمان ( 2 ) كردند ، وتعليم قرآن ونماز وشريعت نمودند .

--> 1 . در مصدر : ( تبديع ) نيامده ، به معناى حكم كردن به بدعت گذار بودن يكديگر . اما مقصود از ( تنديغ ) مبارزه كردن به نيزه زدن وزخم زبان زدن است . قال الجوهري : ندغه . . أي نخسه بإصبعه ودغدغه ، والندغ - أيضاً - : الطعن بالرمح وبالكلام . انظر : الصحاح 4 / 1327 . 2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مسلمانان ) آمده است .